هنوز برف می بارد

...آهـــــــــــــــــــــــــــااااااااااای.........

وق می زنم.

مازوخیسم: آهنگ ِ قدیمی را گوش کردن. اولین بار بیخیالی نسبت به امتحان را تجربه کردن. مردک ابله گفته تاثیر مثبت دارد. پس در واقع هیچ است. فردا گزارش کار بنویسم. امتحان آز الکترونیکی؟ هاه. صبح تا شب "چون اسب ِ تیر خورده ی مفلوکی" "یا ماهی ِ برون فتاده از تنگی". دوباره پایان ترم شد و من بزایم تا از آن بیرون بیایم. ماکس. تمرین بی تمرین. زندگی ام را همچون جنگ اصطکاک شدید بین دو جسم آهنی احساس می کنم که هرکدام می خواهند از روی دیگری با فشار عبور کنند. زندگی با اصطکاک آهنی در حال جان کندن است. لذت بردن؟ هاه. وق می زنم ؛چون کار ِ دیگری از دستم بر نمی آید.

+ بانو ; ۱٠:۱٦ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱ خرداد ۱۳٩٠
comment نظرات ()