هنوز برف می بارد

...آهـــــــــــــــــــــــــــااااااااااای.........

105

هی امتحانه هم به اون افتضاحی که فکر می کردم نبود

نصف بیشتر بچه ها بدون اینکه یک کلمه بخونن اومده بودن و این یعین یک امیدواری بزرگ. اولین بار بود که توی عمرم اینجوری صفر کیلومتر می رفتم سرجلسه و خب علت اصلیش " تاثیر مثبت داشتن" و نه حذفی و مهم بودن امتحان بود. خب گذشت و رفت و دیگه مهم نیست..

کل کتابهایی که امسال از نمایشگاه خریدمو توی کتابخونه م دمرو کردم. یعنی جوری که کاغذای سفیدش به سمت بیرون باشه نه شیرازه ش که روش اسمشو نوشته. اینجوری به خودم فشار نمیارم که وای اینارو که نخوندم باز. فقط "نگران نباش" رو امروز کمی دیگه پیش بردم. شد دو/سوم. چیزی دیگه نمونده ازش.

رانندگی و گاز دادن توی این تهران وقتی حال میده که سرازیری بیای و خلوت باشه و ماشین رو هم با پیشنهاد و رضایت مامانت برده باشی..

دوم خرداد شد، تولدت مبارک رفیق . تولد بقیه ی رو هم نمی دونم، توی این پست بگین کی ئه تولدتون.. آدم تبریک بگه..

ماکس ماکس..

دست و پنجه نرم کردن ِ هر روزه با حیات.

+ چه خوب که اینجا اونقدر پا گرفت تو قلبم که صدمین پستشو هم رد کنه...

+ بانو ; ٤:٤۳ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢ خرداد ۱۳٩٠
comment نظرات ()