هنوز برف می بارد

...آهـــــــــــــــــــــــــــااااااااااای.........

115

باز رفتم توی فکر... فکر به چیزهای مختلف.. اینو خوندم.. اینو خوندم.. گزارش کارای اِلِک رو دارم کم کم می نویسم .. به این فکر می کنم که چی بنویسم.. پروژه بلخره درست شد.. به این فکر می کنم که برای اصلاح رفتارهای یک ذهن چقـــدر زمان و وقت و کار لازمه .. چقدر سخت هست و آخرش که درست میشی شاید دیر باشه.. به این فکر می کنم که "فکر کنم اگه من قرار باشه تا آخر تنها زندگی کنم، چکار باید بکنم؟" بهش فکر نمی کنم. صدای پرنده میاد.. خمار و تو خلسه و بی حس..فکر کردم باید از نک و نال دربیام... محمد ازعشق به خدا نوشته بود .. اتاق ِ شلوغ فکر.

+ بانو ; ۳:۳۸ ‎ب.ظ ; شنبه ٧ خرداد ۱۳٩٠
comment نظرات ()