هنوز برف می بارد

...آهـــــــــــــــــــــــــــااااااااااای.........

14

یارو اسماعیلیه کار ِ کاراموزیمو عی الحساب را انداخت_ تازه بهم گفت شایدم برات کار تو همین شرکتی که امضاهای کاراموزیتو ازش آوردی جور کنم (آیکون ِ هورا) _ تا برم پیش عسگری یه وری بلکه نمره مو بده.. البته سه شنبه میاد

بعد دیگه اینکه امروز هم کلی پول بابت همینا خرج کردم بعلاوه پول غذا و کرایه و .. لعنت؛ تموم شد پولام. دوشی گرفتمو یه ذره با مامان حرف زدمو الانم که اینجام..

فردا هفت صبح کلاس دارم با مامانینا میرم.. بعدش باید برم مشاوره پیش بهرامی. زنک منشی اش زنگ زده میگه فردا میای دیگه میگم بله باز میگه فردا ساعت 11 زنگ بزن قطعی کن!. میگم خب میایم دیگه.. دیگه اینا خیلی حرفه ای و مطمئن عمل میکنن

کلاس ِ یکشنبه ده صبحمم باید پنجشنبه هفت و نیم برم که بتونم فردا بموقع برسم خیابون آفریقا..هوام خیلی سرده ..

دیگه اینکه فعلا خیالم از بابت این کاراموزیه تا حدودی راحته تا ببینیم سر صدور نمره چقدر حرص باید بخورم

فعلا بهانه خاصی واسه افسردگی ندارم!!..

آها راستی شاید تولدبازی بریم با بچه ها این هفته.. اگه اون دختره ی ایکبیری نیاد.منتظر

 

+ دوست دارم فردا برم کنسرت رستاک تو برج میلاد؛ برم کنسرت ارکستر آکادمیک تهران تو تالار وحدت.. دوست دارم مثلا برف اومده برم اسکی... دوست دارم برم آموزش بافت تابلو فرش... دوست دارم لپ تاپ وایوی سری z  ِ گرون و خفن بخرم.... گوشی ِ تاچ ِ ایکسپریای سونی بخرم...  پول نیست.

+ بانو ; ٧:٤٩ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٤ اسفند ۱۳۸٩
comment نظرات ()