145

یک مقدار به یک ور ِ مبارکم بود که امروز بیس دو خرداده و اینا. بعد دیگه به اونورمم نبود :)

نوع ِ دیوانگی ِ خودم برام جالبه. دیشب از فرط ِ احساسات ِ عاشقانه،cutانه، گریه دارانه، و خیلی‌انه، ضجه‌مویه می زدم تا نیم ساعت و حالا، فارغم؛ یعنی می خوام که فارغ شم. اون تکلیف خودش رومعلوم کرد: نزدیکتر اومدن تا من. من؟ مشخصش می‌کنم

یاهو هم انگار ملت رو شناخته. عکس کنار یکی از خبرهای تبلیغی‌ش رو عکس ِ مرد و زنی غیر ِ قابل ِ تفکیک! از هم رو گذاشته، بعد که میری توش اصن ماجرا یه چی دیگه ست

چه حال داد که میم دلش یه لحظه "برف می بارد"و خواست، چه حال داد، چه حالی دادی میم :)

امروز آخرین روز ِ ترم 8 بود. درس خوندن شروع می شود. fu*ck u too 8th term :)l

تو کتابخونه کتاب توضیـ.ـح*المسا*ئل! رو دیدم، یاد قدیم کردم، و یه مینیمال تو ذهنم ساختم ازش:

شما یادتون نمیاد! ما از کتاب توضیـ.ـح*المسا*ئل، در حد po*rn story  استفاده می‌کردیم :D :)) :)

/ 1 نظر / 6 بازدید
حیات

میبینم که مهندس زده تو کار جانور شناسیو اینا و علم تشریحو اینا بعضی مواقع کاتینگ لازمه واقعا دم شما گرم درود بر شما