تغییر یافتم از پست ِ قبلی به این پست

انتظار تشکر، دیگر ندارم چون هدفم از کمک کردن را از "تشکر شدن" به "کسب رضایت خالق" تغییر دادم

یک جورهایی دربسته و به در میگه دیوار بشنوه به طرف راجع به احساسات عاشقانه حرف زدم و دیدم نه، DC هست ایشون، بهش حق دادم و قضیه رو در وجودم مختومه کردم

حدیث مربوط به آخر الــ.ـزمان رو شنیدم و حکایت اینکه هرچه بیشتر در خانه بمانید _بسکه مشکلات و معضلات در بیرون خانه زیاد شده_ بهتر است و خلاصه اینکه به پدرم حق دادم که نگذارد با یک عده غریبه بروم مرنجاب

درس هم می خوانم کما اینکه اولین امتحانم را که کسانی که با 10 پاس می شوند شیرینی می دهند را با 15 پاس کردم_بماند که استاد و بچه ها الکی جو می دادند و درس اصلا پخی هم نبود و براحتی ای که اصلا حتی فکرش رو هم نمی کردم، پاس شد،؛ و  از حالا تا امتحان بعدی ام نزدیک 10 روز وقت دارم و می خوانم و چراکه نخوانم؟

تقریبا 70-80 درصد  ِ دخترانِ هم سن و سال من و حتی خیلی ها تا آخر عمرشان شاغل نمی شوند و این اصلا ایرادی ندارد که من فعلا شاغل نیستم، الان وقت کارهای مهمتری مثل درس خواندن و کسب هنر و .. است، چه بهتر با پول بابای مهربان که همه جوره ساپورتت می کند :)

جو انرژی ِ منفی محیط را دارم یاد میگیرم چطور کنترل کنم و بر احساسات منفی بسیار عمیق حتی، فائق آیم و دک کنم هرچی حس منفی را که دور و برم می چرخد و فکرم را عوض کنم در این باره

به هرکسی در این عالم، از جمله مادرم حق می دهم که نتواند 100% مرا درک کند و تنها کسانی که 100% تو را درک می کنند خودت و خدایت هستند، پس چه انتظار ِ بیهوده از دیگران داشتن؟ بعلاوه وقتی مامان پریروز موقع از در بیرون رفتن آروم بهم گفت : بوس نمیدی به مامان؟ یجورایی من به این فال میگیرم که ازم مینی عذرخواهی کرد و من هم لبخند شیرینی زدم و توی دلم قضیه را تمام کردم و رفت و دوباره به اسم خاصی که همیشه صدایش می زدم صدایش زدم

 

من حالم خوب است :) شکر ِ خدا. و آفرین ها بر تو بادا ای خدا. کم کم کردی مرا از غم جدا :)

/ 9 نظر / 36 بازدید
حیات

خوب باش سرحال باش زندگی کن فردا ممکن است نباشیم اصلا شاید چند دقیقه دیگر نباشیم زندگی کن دخترک زندگی

countdown

سلام دختر... کجایی؟ خوبی؟ اوضاع و احوال؟

countdown

[نیشخند]تو خوش باش، ما هم از خوشی شما خوشحال تریم[چشمک]

حیات

کجایی؟ نگرانتم

میم

:-× خوندنت هنوز هم خوبه بانو جان/ممنون که پیدا شدی رفیق.

گولدن

خدا رو شکر که حالت خوب است...

پوری

سلام بر تو. من هستم عزیزم.خیلی خوشحال شدم نظرتو دیدم تو بلاگم. بگو جانم ، سراپا گوشم.

adal

دوباره نوشتم. دوست داشتی بخونمhttp://hozur.persianblog.ir/post/95/

شاه بلوط

یه وقتایی ادم خودشو هم نمیتونه درک کنه برای همینه که دچار افسردگی و حالات منفی دیگه میشه چون به خودش حق نمیده حالا خوبه میتونی به خودت حق بدی و خودتو شفاف درک کنی این یه نعمته