191

مکس همه جوره هوامو داره. حالا یا تو ظاهره یا توی حرف. بهرحال که از اینکه می بینه ان‌گیجه گرفتم، میگه استراحت بده و فکر نکن و ..

فکر کن چه محشر میشه اینجا رو بخونه : )

 

معلم موسیقیم اسمس داده که فردا و پسفردا کنسرت ارکستر سمفونیک ِ "سیمفونیا" هست در فرهنگسرای نیاورن. بلیطش 15 تومن هست. قیمتش خوب بود و دوست داشتم که برم اما نمی دونم چرا حالشو ندارم. شاید اینکه حال ندارم پاشم برم تا کریمخان بلیطشو بخرم. دو اینکه نمی خوام پول مفت به پیک بدم که به قیمت خون ِ باباش دو تا دونه کاغذ رو ورداره بیاره. سه اینکه پایه ندارم و نمیشه با بچه ها برم و.. و مهترین علتش اینکه نمی دونم فرهنگسرای نیاوران دقیقا کدوم گوری هست و حال هم ندارم پیداش کنم : )

امشب باز یاد رامونا افتاده بودم. نمی دونم یاد کدوم پستش اما کلا یجور ِ خیلی خوبی یادش افتاده بودم باز..

امروز خیاطی می کردم و بند ِ پاره شده ی کیف کوله مو می دوختم که برای جمعه آماده باشه... حس خوبی داشتم از خیاطی. یجورایی عاشق کارهایی ام که با دست انجام میشه و مهارتی ئه. به مامان اینو گفتم و اضافه کردم که عاشق سفال هم هستم. همون یکی دو ساعت بعدش تلویزیون سفالگری رو نشون داد از رفتن به کویر و خاک الک کردنش تا وقتی که یه کوزه ی گوگولی ساخت........ وای خدا مست شده بودم یعنی از دیدن این کلیپ کوتاه.. که ساخت ِ صدا و سیمای استان فارس بود...

ساعت نزدیک 1 هست، مامان چرا نمیاد بندازتم بیرون؟ چرا نمیاد سرم جیغ بکشه؟

فردا پیش خانوم دکی..... باز روز از نو روزی از نو.. عصرم پیش دخترک و ... داشتن یه پنجشنبه ی خوب ِ دیگه ، شاید : )

/ 4 نظر / 7 بازدید
الف و میم

خیلی هم خوب و خرسندیم از هنر های دستی شما [نیشخند] فرهنگسرای نیاوران هم انتهای پاسداران و ابتدای نیاوران. روبروی پارک نیاوران

میم

خب بانو جان میم حس می کند قانون های عوضی ـ کثیف چیزهای بدی هستند و تو هم شاید دچارشان باشی با توجه به پست قبل. بهشان بگو گه و رهایشان کن. میم خودش دچار است. فکر می کند تو باید زیادی شبیه میم باشی و یا میم شبیه تو. بانو جان این چیزی ست که میم را دارد به عن میرساند قشنگ

حیات

چرا نیستی؟!

الف و میم

کجایی ؟ بنویس دیگه. شاید اسباب کشی کردی دوباره!!