...\/_\/_\/_______

قبلاً ها وقتی میدیدم یه نقطه ضعف ِ ساده که دارمش و اگه کسی بفهمدش و به روم بیاره، چقدر می تونه متزلزل و خراب و نالانم بکنه، از ترس به خودم می لرزیدم : می گفتم نکنـــــــه کسی این نقطه ضعف رو بفهمه و بروم بیاره و من همونجا خورد ِ خاکشیر شم ؟؟ .. نکنه کسی بفهمه ..

بوضوح وجود یک باگ* بزرگ رو در شخصیتم احساس می کردم. می دونستم که مثل اون سوراخیه که پتروس انگشتشو می کرد توش؛ مثل همون سوراخ که اگه فکری به حالش نکنی میریـ.ـنه به کل ِ هیکل ِ سد و ازش تلی از خاک و خاکستر می سازه

می دونستم که چقدر شکننده ام اما در ظاهر قوی

هنوز هم همونم

با اینکه مدتها از وقتی که این موضوع رو فهمیدم، می گذره، هنوز هم سرو ِ مغرور ِ سر به آسمان سای ِ سوراخ(!) دارم که یه پتروسی به اسم "فراموشی" انگشتشو کرده تو سوراخ و نمی ذاره که بشکنم، بریزم..

یادم رفته که باگ‌هام چی ان، کجاهاس که اگه اون فراموشیه بره کنار، کل ِ سد ِ مغرور ِ وجودم به خودش می لرزه ..

چند هفته پیشا پیش ِ خودم فکر می کردم اعتمادبنفس دو جنبه داره، ظاهر و باطن

در ظاهر اونقدر مستحکم و قوی بنظر می رسم که کسی جرأت نمی کنه بگه بالا چشمت ابرو ئه _ جز بابام _ ..

اما در باطن یه جوجه_ همون اسمی که خودت برام گذاشتی_ی مفنگی ِ دماغو ام که پر از باگ‌ئه، پر از ترس، پر از سوراخهای سد_که زمان و فراموشی انگشت کردن توش_، پر از جا برای اذیت شدن، پر از مورد برای اینکه کل ِ سدش بکشنه و بریزه ...خراب بشه

 

خوبی ِ بانو اینه که کلاً هر مرضی داره ، وجود و دلیل و غیره شو می دونه

بانو یه مرض‌دار ِ داناست که بزودی از جوجه‌گی باید دربیاد ...

بانو هنوز خیلی کوچیکه اما ..

بلأخره زمان ِ بالدار شدنش می‌رسه_یعنی باید برسه...

 

* باگ: خطای برنامه نویسی که در صورت اصلاح نشدن، تقریباً منجر به به‌فنا رفتن ِ کل ِ برنامه می شود.

/ 3 نظر / 7 بازدید
حیات

ما هستیم شما نیستی ظاهرا

الف و میم

یعنی سکوت کردم و جوابی ندارم برای پست