163

مهوع ترین بخش ِ روزای الانم این که باید 107 صفحه درس‌ی رو بخونم که تماماً حفظی-مفهومیه

پیش دخترک نمیرم و کار و کاسبی(!) کساده ( بخاطر درسها )

و از در ِ خونه هم جز برای امتحان دادن بیرون نمیرم

 

سه شنبه ساعت 2 امتحانه و اینو که بدم میشه گفت بار امتحانات رو زمین گذاشتم

حسابی توی لاک فرو رفتم و با بچه های انجمن نمی پرم، یعنی حسش الان نیست و همه فکر و ذکرم امتحانه س. مکس هم که هیچ فعلا، هنوز تکلیف رو روشن نکردیم

تمرینات هم که هیچی کلاً :| :D

این بود نامه ی اعمال من در اوائل تابستان

 

راستی، چقدر خوشحالم که آدرس اینجا رو به emiroo ندادم ( حالا مثلا فکر کن یه سرچ کنه "emiroo" و بیاد و خیلی شیک! آدرسمو داشته باشه و اینا رو بخونه کلاً )

وقتی هیچ ِ فرد ِ فیزیکی‌آشنایی اینجا نیست، راحت تر می نویسم، هرچند که چیز خاصی هم نمی نویسم واقعاً

چیزی که از ته ِ دل می خندوندم این "سا.ختمان پر.شکان"ئه! خیلی خوب از آب درومده این فیلم .. طنز ِ طبیعی داره ..

 ..

( خیلی معلومه که چیز ِ مهمی ندارم برای نوشتن و فقط چون دلم تنگ شده برای نوشتن، یا فقط چون می خوام از خوندن اون 107 صفحه فرار کنم، اومدم اینجا ؟ ! )

/ 4 نظر / 4 بازدید
هورمزد

سلام. از وبلاگ های به روز شده پرشین بلاگ به اینجا آمد. کامنت گذاشتم که بی اثر نرفته باشم!!

حیات

بخون درست رو این امتحان سخت رو هم بده بعدش حسابی بنویس

الف و میم

منم هیچی ندارم دوباره برای نوشتن و نصیحت هم قول دادم به خودم نکنم!!