167

5 فصل از 7 فصل ِ درس ِ مهوعی به اسم انقـ.ـلاب رو خوندم درحالیکه توی تمام طول خوندنم  رو-زیر-کنار ِ تمام ِ جملاتی که میدیدم یه دروغ ِ مسخره، یه جا انداختن ِ مغرضانه و .. است، خط می کشیدم و نظرمو می نوشتم! چنین آدمی ام که با کتابه هم دعوا کردم  و خب فک می کنم حق با من بود: کتاب ِ انقـ.ـلاب ِ تدریسی در دانشگاهها یک جرثومه ی فساده (!) این عبارتو از خودشون یاد گرفتم ! :D

سپس اعلام میدارم که خیلی ریلکس صفحه اصلی پرشین بلاگ رو باز کردم و اوووه.. کلی اسم آشنا دیدم.. دوستان جمیعاً شب زنده دارن    .مثلا من مجید یک بیمار در حال بهبودی ، یا ذهن ِ طلایی، یا مثلا اون وب نوشت های علی شیروی ِ خودمون که قبلن ها نوشته هاشو می خوردم ..

رفتم و به همه شون سر زدم و بعضا کامنتیدم .. بعضی از بلاگهایی هم که اسمشون جذبم کرد رو رفتم و سرک کشیدم، مثل همیشه..

داشتم آهنگی رو دانلود می کردم که یه صفحه ای پاپ‌آپ باز شد و من خب مینیمایزش کردم. بعد که خواستم ببینم چی بوده دیدم ااااااااا! تبلیغ ِ نمی دونم چی چی، بعد فک می کنی صفحه اولش چی بود؟ یه همبرگر گنده ی خوشمزههههههه که دلت می خواست همون آن گازش بزنی.. مرض دارن نصفه شبی ملت رو به هوس می ندازن؟ حالا منم گشنه .. نصفه شبی همبرگر به اون خوشگلی از کجا گیر بیارم ؟

بعد رفتم توی گوگ‌ریدر و داشتم _طبق معمول_ لایک های انداخته شده زیر ِ پستهای شر شده توسط اینجانب رو مشاهده می کردم که .. دیدم...

بله.. دیدم.. میم می دونه من کیو میگم.. همونی که پروندم رفتش و بعد هم از پروندنش کلی پشیمون شدم.. همونکه یه زمانی داشتم از  غصه ی اینکه چرا پروندمش و نکنه این اون باشه می مُردم .. بعد دیگه خلاصه امشب هم یه حسهایی تقریبا از همون جنس از دیدن عکسش بهم دست داد .. چقدر خوشگلی لعنتی :) البته نمیشه گفت که تماما زیباییت منو مجذوب می کرد و می کنه .. بلکه کلاً خوب بودی، و مناسب بنظر می رسیدی.. هنوزم مطمئن نیستم در رابطه با تو چی برام پیش میاد _ اصولا کی از آیندش مطمئنه؟

ساعت یک و نیم هست و من .. گشنه از دیدن ِ اون عکسه! looking to انقـ.ـلاب برای خوندش تا فردا عصر... و غرق در کمی فکر ...

بلخره آیتمهای نخونده رو هم مارک‌از-رد کردم و به خودم آرامشی دوباره بخشیدم واقعا

حس خاصی نیست... یه جور حس ِ so-so بودن ِ شرایط ِ زندگی...

یادش بخیر که این عبارت ِ so-so رو برای اولین بار از آیدا ای شنیدم، که دیگه نیست، یعنی بغل ِ اسمش توی گوشیم عدد 9 خورده ...

عدد 9 مال ِ شماره ی دوستهایی هست که دوستیها باهاشون تموم شده اما .. هنوز دلم نمیاد شمارشونو پاک کنم ..

عدد 9 توی گوشی ِمن 5-6تا عضو داره!.....

/ 1 نظر / 6 بازدید
میم

میم نمی تواند اینجا بزند می پسندم/گیر داده است پرشین بلاگ به او/اما او می پسندد با اینکه می داند گاها پسندیدن ها عادت شده اند/. :‌ )