115

باز رفتم توی فکر... فکر به چیزهای مختلف.. اینو خوندم.. اینو خوندم.. گزارش کارای اِلِک رو دارم کم کم می نویسم .. به این فکر می کنم که چی بنویسم.. پروژه بلخره درست شد.. به این فکر می کنم که برای اصلاح رفتارهای یک ذهن چقـــدر زمان و وقت و کار لازمه .. چقدر سخت هست و آخرش که درست میشی شاید دیر باشه.. به این فکر می کنم که "فکر کنم اگه من قرار باشه تا آخر تنها زندگی کنم، چکار باید بکنم؟" بهش فکر نمی کنم. صدای پرنده میاد.. خمار و تو خلسه و بی حس..فکر کردم باید از نک و نال دربیام... محمد ازعشق به خدا نوشته بود .. اتاق ِ شلوغ فکر.

/ 3 نظر / 3 بازدید
امیر حسین

1- همه پست هات رو خوندم ولی نشد کام بگذارم یعنی نمیاد ازم این روزز ها . دیدیی که خودم هم تعطیلم 2- شعر قبلیت رو دوست داشتم 3- سخت نگیر دختر. چرا از این سن به این چیزا فکر می کنی تو؟؟؟؟ توت بخور فعلا

مجید

سلام دلم میخواد یه فرصتی پیدا بشه بشینم همه نوشته هاتو بخونم.احساس می کنم خیلی صادقانه و واقعین.بهتون تبریک میگم.