189

گوشیمو حتی وقتی که توی خونه هستم هم میذارم توی کیف قرمز رنگ دوهزارتومنیش. می ترسم ازش. همون وسیله ای ئه که مکس می تونه باهاش بهم اسمس بده بگه من نگران شما هستم حالتون خیلی خرابه یا خودم برگردم بگم من دیگه گه‌گیجه گرفتم به مولا. گوشی وسیله ی ترسناکی‌ئه.

چقدر مفتضحه که دس رو هر آهنگی که میذاری باهاش یه خاطره داری رو یه نره خری رو _ یا شایدم یه ماده خری رو یادت میاره. خیلی مسخره ست که هرچی این زندگی کذایی پیش میره، remaining of new times ِ زندگیت به صفر میل میکنه و box of memoriesت پر میشه. خیلی ان‌ئه که ...

نمی تونم وقتی ربنا پخش میشه از ان و گه بنویسم. یه پلی‌لیست ِ رندم از  unknown musicم ساختم و حالا نتیجه‌ش این شد که ربنای شجریان و آهنگ فیلم 21گرم و محسن چاو.شی، همه درهم داره به گوشم سرازیرمیشه

امروز نشسته بودیم و با ایکبیر که دیگه اسمش بخاطر زایل شدن ِ نفرتم ازش، ایکبیر نیست و همون جورجیاست، حافظ می خوندیم. یعنی من براش می خوندم و مست می شدم و اون گوش می داد واحیانا حال می کرد... خیلی خوش بود. حافظ کلی بهمون حال داد

رنا آتنا من لدنکَ رحمة ً ؟ مامان امروز ازم می پرسید چرا نماز نمی خونی. برعکس قبلاً زیاد هم لحنش تادیبانه نبود. انگار بهم اعتماد داشته باشه یا چی

حالا بگو چی داره پخش میشه؟ آهنگ ِ از کرخه تا راین! حال ما که شبه‌لجنی هست، این پلی‌لیست هم میخواد مزید علت بشه؟

چراغ مسنجرمو for all روشن گذاشتم. اوووه.. بیا و ببین چه ملت ِ دوری به من پیام میدن..

یکی بود اسمش امیر بود. پسر بدی نبود. یعنی حتی میشه گفت بچه خوبی بود. از من یه سال بزرگتر بود. گیر داده بود که شماره بده. بیا دوست شیم. ما به هم میایم. .. هی من می گفتم بیخیال.. دوست شیم که چی بشه؟ آخر انقدر گیر داد که شماره هه رو دادم ولی با یه حالتی که بیا بگیر ول کن ! خودش فهمید که از رضایت نبوده شماره دادنه.. و هیچوقت زنگ نزد.

حالا این چراغه رو که از سر ِ بیحوصلگی و مرض‌داشتن، برای همه روشن گذاشتم، پیام داده و داریم حرف می زنیم... چقدررر روزگار غریبیه...

سازو آوردم نشستم یه ذره گرم هم کردم اما گذاشتمش کنار.. حسش نبود... یه حالت بین مرگ و زندگی دارم انگار... انگار دارم می میرم..

جوری با پسره می چتم که حتی اگه یه روز مکس هکم کرد، حس بدی پیدا نکنه

مدام هم مثل قدیما میگه که تو دختر خیلی خوبی هستــــــی و...

 

چراغ مطالعم رو از زور ِ تاریکی و از زور ِ ندیدن ِ کیبورد، روشن میکنم... بی میلی به روشنی!

خدا نیست یا اگه هست، بدجور بی‌زبون و خوابه

 

یعنی محض ِ رضای خدا یه دونه آهنگ از این پلی‌لیست نبود که یه نره یا ماده خری رو یاد من نیاره....... لعنتیییییییییییی نکنه من قراره تا آخر fu*ckin عمرم با یه مشت خاطره ی کذایی از آدمای کذایی سر کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟........................خنثی

 

نماز به من چی میداد که الان ندارم؟

خدا؟

..چقدر حس مسغره ای دارم..

/ 3 نظر / 8 بازدید
حیات

جوری با پسره می چتم که حتی اگه یه روز مکس هکم کرد، حس بدی پیدا نکنه به این چیزی که نوشتی خوب فکر کن و برو به عمق کلماتی که نوشتی بعدش دوباره برگرد و حست رو بنویس

الف و میم

خوب عزیزم. پلی لیستت رو عوض کن کلا!!! چند روز پیش رفته بودم کافه کلی آهنگ خوب پخش میشد . کول دیسک دادم همش رو برام زد کافه چی. حالا آهنگ های جدید گوش می کنم و خاطره ام شده اون کافه