تجسم رویا

آخرین ِ امتحان ترم 9 رو داده، اومده خونه، تنها کاری که باید بکنه اینه که پروسه ی انِ فارغ التحصیلی رو طی کنه. با اینکه واقعا اعصابی از پولاد می خواد اما می ارزه؛ دیگه داری از شر صفر و یک های لعنتی راحت میشی و "مهندسی"ت کوبیده میشه تو سر و صورت این و اون و قبل از همه تو صورت خودت. اما دیگه مهم نیست. تو باور کردی و عادت کردی که اون همه نیستی، مهندس هم

بعد دیگه الافی و بیکار و بیعار و وقت داری تااااااااااااااا  ابد توی توهم فرو بری...

لذتی بالاتر از تو توهم بودن هم هست؟

و نگران هیچ وقتی هم که می گذره و تموم میشه، نباشی

این زندگی ِ توئه و حق داری تو توهم بگذرونیش.. اگه کسی پا رو دمش بذاره ( Parents!! ) دموکراسی ِ حقیقی رو نشونشون میده

 

/ 4 نظر / 8 بازدید
امیر حسین

مهندس جان شروع کن دیگه به نوشتن بصورت حرفه ای دیگه! حالا وقتت آزاد هم هست

Reza

مهندس , مهندس شدی راحت شدی !!!؟

کولی

تموم شدن درس حال میده اساسی .... اما اینکه توهم بزنی اصلا خوب نیست جزیره ژاپنی جدید[چشمک] مواظب خودت باش

حیات

بابا توهم بابا رویا[شیطان][نیشخند] سعی کن به بیفکری برسی خودت که اوستایی درسشم خوندی این همه بال بال نزن دختر! یک بار یک جایی آروم بشین و هر چی که کم داری توی وجودت رو و حس می کنی که باید داشته باشی رو ، روی یک کاغذ بنویس.اونایی که پررنگتره رو بیشتر بنویس. بعدش ببین چه خبر میشه روی اون کاغذ[چشمک]