یا

واقعاً بقول سهراب کیمیاست فراموشی. هرچند که ذهن من هیچ وقت یه سری چیزا رو یادش نمیره ولی، در لحظه خیلی چیزا فراموش میشه.. مثلا در لحظه ی دیشب که بابا بطرز نفرت انگیزی _نمی دونم چرا_برام ناز کرده بود و من بدون هیچ کلامی سعی می کردم نازشو بخرم، اون لحظه یادم رفته بود که در سن 19 سالگی سر ِ رژ زدن کوبیده بود تو صورتم...

اون لحظه یادم رفته بود که چه وحشی صفت ِ گاوی بود...

و این فراموشی بنفع آدم بدهاست. چون آسیب دیدگان ِ آدم بدها، بدی های نفرت انگیزی که در حقشون کردن رو فراموش می کنن... اون لحظه فراموش می کنن و بازم نازشون رو می خرن...

.

آهنگه میگه

i'm a creep

I'm a weirdo

هرچی هم توی نت سرچ میکنم که این دو کلمه ی لعنتی یعنی چی.. جواب درست حسابی بهم نمیده..

.

مامان برای بار دوم با ازدواج من و مکس مخالفت کرد

من و مکس جرأت ِکات کردن با هم رو نداریم...

درباره این موضوع کسی حق نداره نظری بده منظورم توی این کامنت دونی ِ لعنتیمه.

/ 1 نظر / 9 بازدید
حیات

[خنثی][خنثی]