من زنده ام هنوز و کپک فکر می کنم

یه مصرع از محمدعلی بهمنی رو مسخره کردم که میگه من زنده ام هنوز و غزل فکر میکنم

 

زندم و همه ی 24 تا کامنتی که بطور شگفت انگیزی برام گذاشته شده بود رو خوندم..

یه دفه رفتم دیدم اینهمه ،خیلی حال کردم..

 

پستهاتونو خوندم، اما کامنت هنوز نذاشتم؛ میذارم

 

 این یکی دو روز یه ذره سرم شلوغ بود و هست، تا فردا که خلوت شم

و بعد خواستم درست درمون بشینم فکر کنم به اون 24 تا .. البته به اون بیشتر مهماش

خواستم فکر کنم و یه تغییری کرده باشم بعد از اینهمه یاسینی که توی گوشم خوندن، یه ذره در جهتی مثبت حرکت کرده باشم

البته هنوز می تونم مثل قبل بیام اینجا و وق بزنم و خواننده هام فکر کنن من چقدر نفهمم :)

امروز یه شعر گفتم

یه شعر که بنظر خودم خیلی خوشگل بود

من شاعرم

...

/ 3 نظر / 8 بازدید
کولی

کمی هم کتاب بخونی کمک میکنه به تغییرات بهتر. موفق باشی بانو

حیات

من همچین فکر نکردم خدا میدونه خدا رو شکر که سالمی نگران شده بودم نکنه لخت رفتی وسط اتوبان نیایش خواستی این کار رو بکنی لااقل یک چادری چیزی دم دستت باشه[نیشخند]