ادامه

حتی وقتی داره کامنتهای اینجا رو _کامنتایی که براش گذاشتنو _ می خونه، اون ترسوی درون موذیانه ادامه میده کارشو ؛ با ترس و لرز می خونه مبادا کسی مسخره ش نکرده باشه

بنظر از نوعی فوبیا رنج می بره

/ 2 نظر / 3 بازدید
امیر حسین

این کار رو با خودت نکن دختر. اینجا مال توست. پس ک.ن لق خواننده. چه اهمیتی داره که من چی می گم یا چی فکر می کنم. البته این خودش شد پارادوکس که برات نوشتمش[متفکر]

حیات

شاید "فوبیا" تبدیل به "پارانویا" بشه حواست جمع باشه[نیشخند] از چی میترسی؟ از این که چند تا آدم که سروتهشون و کل دانششون رو جمع کنی به اندازه نصف یکی از کتاب هایی که خوندی ،نمیشه ، تو رو مسخره کنن؟! از این که ممکنه اون "تو"ی واقعی که نیازهاشو می دونه احساسشو میدونه ، بیاد بیرون و خودشو به رخت بکشه و بعدش فکر کنی حالا مردم چی میگن؟! یا از اینکه شاید ممکنه زن همسایه حس کنه که توچقدر انرژی زندگی داره و همه این انرژی رو به حساب "بد" بودن تو بزاره؟!کدومش؟! یادت باشه همه آدم هایی که از قضاوتشون نگرانی همه و همه درونشون یک "من" دارن که خیلی سرکشتر تر از تو_ ! همون آقا که در پست قبل نوشتی یکیشون! بعضی وقتها توی زندگی لذت هایی هست که ثانیه ای بیشتر طول نمیکشه ولی یک عمر یاد آدم میمونه[لبخند]