149

من به قبر ِ خودم خندیده بودم...

بذار وحشی شم .. بذار تا می تونم فحش بدم .. ممکنه؟

مامان گف بگو بره..

ماه ِ لعنتی امشب گرفت و نارنجی ِ پررنگ شد..

اون با اینکه از من یجور نه شنیده هنوزم انقدر خوشحال و با انگیزه با اراده و شکست ناپذیر و قدرتمند ....

و من همچنان پایین، کم ، کوتاه، حقیر...

امشب از چیزی گله ندارم .... بلکه کلا بهت زده نگاه می کنم

خیلی خری ....

/ 0 نظر / 6 بازدید